خیلی زود معلوم شد اگه نخواد چی حافظ رفت و زن و بچه ش رو تنها گذاشت اون موقع ارشیا یک سال و نیمش بود دست و پا میزد و یکم خودش رو روی زمین می کشید با نگاه شیرینش دل همه رو می برد وقتی چیزی چشمش رو می گرفت غش غش می خندید درسا با رفتن حافظ زمین خورد باورش نمیشد: عشق، محبت، وابستگی، کنار هم بودن، فداکاری، همدلی، روزهای خوششون . بچه. همه رو فراموش کرده بود. چطور من رو از یاد بردی؟ چطور از بچه ت گذشتی؟ چطور همه چیز رو طوری فراموش کردی انگار هیچ وقت وجود چطور منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

بیشتر و بیشتر گروه آذر فلز پایون ال ان بلاگ اموزشی نـغـمـه دانـلـود | مرجع دانلود فیلم و سریال,بازی